روز حکیم عمر خیام نیشابوری بزرگ گرامی باد.
روی عکس کلیک کنید
تقدیم به شما دوستان گرامی
حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت.
ابوالفتح عمر ابن ابراهيم خيام يا خيامی نيشابوری مشهور به حکيم عمر خيام، فيلسوف، رياضی دان، ستاره شناس و شاعر قرن پنجم هجری قمري/ قرن دوازدهم ميلادی است. شهرت او گرچه بيشتر به شاعری است اما در واقع خيام فيلسوف و رياضی دانی بود که به آثار ابوعلی سينا پرداخت و يکی از خطبه های معروف او را در باب يکتايی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولين اشاره ای که به شعر خيام شده، صدسال پس از مرگ اوست.
پژوهشی از سرور صادق علوی، عضو انجمن نویسندگان بنیاد " ایران ما "

حکیم ابوالقاسم حسن(منصور) بن علی طوسی معروف به فردوسی در سال 329 هجری در روستای باژ، در نزدیکی طوس و در 15 کیلومتری شمال مشهد در استان خراسان متولد شد.
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانیتبار و صاحب مزرعه بودهاست. دهقانان گروهی از مردم بودند که از لحاظ طبقه اجتماعی بین اشراف و کشاورزان قرار داشتند و به اشراف ارضی معروف بودند. این رسم مربوط به دوران ساسانیان بود که با اندکی تغییر تا قرن ششم هجری نیز ادامه داشت. او به خاطر داشتن وضع مالی مناسب تحصیلات خوبی را سپری کرد. همچنین علاوه بر زبان فارسی دری به زبانهای عربی و پهلوی نیز آشنا بود. فردوسی دوران کودکی و جوانیش را دوران سامانیان سپری کرد.
دقیقی از شاعران مشهور دربار حکومت سامانی تلاش خود را برای به نظم درآوردن شاهنامه ابومنصوری آغاز کرد، ولی هزار بیت بیشتر نسروده بود که بدست شخصی ناشناس کشته شد. چندین سال بعد فردوسی با ادامه اشعار دقیقی شاهنامه را به طور کامل به نظم درآورد و آن را در سال 384 قمری، پس از پانزده سال تلاش پایان داد. فردوسی از آنجا که به قول خودش هیچ پادشاهی را سزاوار هدیه کردن کتابش ندید، مدتی آن را مخفی نگه داشت و در این مدت بخشهای دیگری نیز به مرور به شاهنامه افزود.
پس از حدود ده سال (در حدود سال ۳۹۴ هجری قمری در سن شصت و پنج سالگی) فردوسی که فقیر شده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود تقدیم کند. به گفتهٔ خود فردوسی سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد.
آخرین اشارهٔ فردوسی به عمر سپری شده اش هشتاد سال است «کنون عمر نزدیک هشتاد شد / امیدم به یک باره بر باد شد». بر این اساس و همچنین سایر منابع موجود، سال وفات فردوسی را 411 و برخی 416 هجری قمری دانسته اند.
پس از مرگ، جنازهٔ فردوسی اجازهٔ دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و ناچار در باغ خودش در طوس به خاک سپرده شد. دفن نشدن او را در گورستان مسلمانان به دلیل مخالفت یکی از بزرگان متعصب طوس دانستهاندد بسیاری نیز شیعه بودن فردوسی را دلیل این اقدام پنداشته اند. البته لازم به ذکر است که شیعه بودن فردوسی هرگز به اثبات قاطعی نرسید.
در همان سالهای آغازین پس از مرگ فردوسی مخالفت با شاهنامه آغاز شد و عمدتاً به خاطر سیاستهای ضد ایرانی دربار بنی عباس ادامه یافت. پس از حملهٔ مغول و انقراض عباسیان توجه به شاهنامه در محافل رسمی نیز افزایش یافت. به علاوه در مناطقی که حکومت عباسیان در آنها نفوذ کمتری داشتهاست، از هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، آران و آسیای صغیر، کسانی از فردوسی یاد کرده و یا او را ستودهاند. بعدها صفویان که معتقد بودند فردسی شیعه مذهب است، توجه زیادی نسبت به شاهنامه نشان دادند.
از زمان دفن فردوسی آرامگاه او چندین بار ویران شد که با تلاش محمد علی فروغی و سید حسن تقی زاده، همچنین هوشنگ سیحون، از معماران بزرگ ایران و جهان بازسازی شد.
به اعتقاد بسیاری از ادیبان و صاحب نظران شاهنامه برترین اثر حماسی جهان است. او با سرودن بیش از ۶۰۰۰۰ هزار بیت زبان پارسی را زنده نگاه داشت. این وظیفه ماست که با گرامی داشتن یاد و خاطره اش، نام او را چون چراغی تابان بر فراز آسمان بی کران ادب فارسی روشن نگه داریم.
۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت حکیم توس گرامی باد.


زندگی نامه نیما یوشیج

علی اسفندیاری ( علی نوری ) مشهور به نیما یوشیج در 21 آبان 1274 خورشیدی در دهکدۀ یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان اعظام السلطنه کشاورز و گله دار بود. نیما خواندن و نوشتن را زیر شکنجه های آخوند دِه آموخت. وی تا سن دوازده سالگی در روستای یوش، در دل جنگل ها و طبیعت شمال ایران زمین زندگی کرد.
در سن دوازده سالگی به همراه خانواده راهی پایتخت شد و در مدرسه سن لوئی ادامه تحصیل داد. او در این مدرسه زبان فرانسه را آموخت و در کنار آن با حمایت و تشویق یکی از دبیران خود به نام " نظام وفا " شروع به شعر گفتن به سبک خراسانی کرد.
علی اسفندیاری در سال 1300 ه.خ همزمان با چاپ اولین شناسنامه ها در کشور، نام خود را به " نیما یوشیج " تغییر داد و همین اسم را برای ثبت در شناسنامه برگزید. " نیما " نام یکی از اسپهبدان نامی تبرستان بود.
وی در همین سال منظومه " قصه رنگ پریده " را که یک سال پیش سروده بود در هفته نامه " قرن بیستم " که به کوشش میرزاده عشقی منتشر می شد به چاپ رساند. چاپ این شعر موجب شد تا شاعران سنتی ایران چون محمد تقی بهار و مهدی حمیدی شیرازی از وی انتقادات شدیدی را ابراز دارند.
وی پس از اتمام تحصیل در وزارت دارایی استخدام شد ولی از آن جا که به این شغل علاقه نداشت دست از کار کشید. در همین سال ( 1305 ه.خ ) به فکر پیوستن به میرزا کوچک خان جنگلی افتاد ولی ازدواج با عالیه جهانگیر موجب شد که به تعبیر خود نیما، از این افکار پریشان رهایی یابد.
عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهر زاده نویسنده نامدار، میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج پسری بود " شراگیم " نام که در سال 1324 متولد شد.
درست یک ماه پس از ازدواج نیما با همسرش، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. او که پس از کناره گیری از شغل خود در وزارت دارایی بیکار مانده بود از فرصت استفاده کرده و با پشت کار بیشتر به شعر گفتن پرداخت. در سال 1307 به دلیل تغییر محل کار همسرش ابتدا در آمل و سپس در شهر رشت سکنا گزید. همسر نیما در رشت به عنوان مدیر مدرسه مشغول به کار شد و تامین مخارج زندگی را به تنهایی به عهده گرفت.
پس از مدتی نیما با تدریس در مدارس مختلف مانند مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با نشریاتی چون مجله موسیقی، مجله کویر و ماهنامه وزارت فرهنگ به فعالیت های خود انسجام بیشتری بخشید.
نیما در اثر آشنایی با شعر و ادبیات اروپا و به خصوص آشنایی با زبان و فرهنگ فرانسه سبک خود را به مرور زمان تغییر داده و سبکی جدیدی را ابداع نمود که خود آن را " شعر نو " نامید. این سبک که با انتقادات شدیدی از سوی شاعران سنتی و جامعه هنری آن زمان مواجه شد سرانجام در دل مردم جای گرفت و اکنون طرفداران بسیاری بین شاعران پارسی گوی پیدا کرده است.
پدر شعر نو ایران در سیزدهم دی ماه سال 1338 جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر او را ابتدا در امامزاده عبدالله تهران دفن کردند اما در سال 1372 بنا به وصیتش او را به زادگاهش در یوش منتقل کردند.
آثار
کتب شعر :
قصه رنگ پریده *** منظومه نیما *** خانواده سرباز *** ای شب *** افسانه *** مانلی *** رباعیات *** ماخ اولا *** شعر من *** شهر شب و شهر صبح *** ناقوس قلم انداز *** فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ *** آب در خوابگه مورچگان *** مانلی و خانه سریویلی *** مرقد آقا ( داستان ) *** کندوهای شکسته ( داستان ) *** آهو و پرنده ها ( برای کودکان ) *** توکایی در قفس ( برای کودکان ) *** مجموعه کامل اشعار ( تدوین توسط سیروس طاهباز ) .
مقالات:
ارزش احساسات *** تعریف و تبصره *** دنیا خانه من است *** دو نامه *** نامه ای نیما به همسرش *** حرف های همسایه *** کشتی توفان *** مجموعه نامه ها و یادداشت های پراکنده .

مهدی اخوان ثالث
مهدی اخوان ثالث ( م.امید) در سال ۱۳۰۷ در مشهد چشم به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مقطع متوسطه در شهر مشهد ادامه داد. از نوجوانی به چامه سرایی روی آورد و در آغاز، قالب چامه ی کهن را برگزید. در سال 1326 در هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان رساند و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. تقریبا بیست سال داشت که به تهران رفت و پیشهی آموزگاری را برگزید. وی در سال ۱۳۲۹ با دختر عمویش، ایران ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار فرزند بود.
گرایش او به سیاست و علاقه فراوان او به محمد مصدق موجب شد تا در اوایل دهه سی، بار ها به زندان بیفتد و حتی یک بار به حومه کاشان تبعید شد. وی پس از از کودتا (انقلاب) 28 مرداد برای مدتی طولانی سیاست را کنار گذاشت. او چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهی سرایندگی او آشنا شد.
وی از سال 36 تا 53 در رادیو و تلویزیون خوزستان فعالیت نمود و از سال 53 به تهران منتقل شد. در تهران به تدریس شعر سامانی و معاصر در دانشگاه تهران پرداخت. بعد از انقلاب، در سال 60 به دلیل سیاست های جمهوری اسلامی در آن زمان، بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته شد.
وی در سال 69 به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ 4 تا 7 آوریل برای نخستین بار از کشور خارج شد. وی چند ماه پس از بازگشت از آلمان در شهریور سال 1369 جان به جان آفرین تسلیم کرد. وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
او رویکردی میهن پرستانه داشت و بهترین اشعارش را نیز برای ایران گفته است (تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم).
ارغنون (1330) *** زمستان (1335) *** آخر شاهنامه (1338) *** از این اوستا (1344) *** منظومه شکار (1345) *** پاییز در زندان (1348) *** عاشقانه ها و کبود (1348) *** بهترین امید (1348) *** برگزیده اشعار (1349) *** در حیاط کوچک پاییز در زندان (1355) *** دوزخ اما سرد (1357) *** زندگی می گوید اما باز باید زیست... (1357) *** ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم (1368) *** گزینه اشعار(1368).

پروین اعتصامی

رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصام الملک از سکنه تبریز و اصالتاً آشتیانی بود و مادرش اختر فتوحی فرزند میرزا عبدالحسین خان قوام الدوله متخلص به شوری شاعر دوره قاجار از اهالی آذربایجان بود. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.
پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود. او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانواده از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه خواهان و چهره های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. او از همان کودکی استعداد خود را در سرودن شعر بروز داد و با حمایت پدر در نوجوانی شاعری توانا بود.
پروین در سن ۲۸ سالگی در تیر ماه ۱۳۱۳ با پسرعموی پدرش، فضل الله همایونفال اعتصامی (رئیس شهربانی وقت کرمانشاه) ازدواج کرد ولی این ازدواج در مرداد ۱۳۱۴ به جدایی انجامید. در همین سال، پروین به توصیه پدر در کتابخانهٔ دانش سرای عالی (تربیت معلم) به عنوان کتابدار به کار مشغول شد.
وی چند بار توسط رضا شاه پهلوی به کاخ شاهنشاهی دعوت شد که او این دعوت را به خاطر روحیه انتقادی اش از مسائل سیاسی و اجتماعی رد کرد.
اولین دیوان شهر پروین در سال 1314 برای نخستین بار به همت برادرش ابوالفتح اعتصامی و مقدمه ای به قلم ملک الشعرای بهار منتشر کرد.
او در دی ماه سال 1316 پدرش را که 63 سال داشت از دست و این ضربه ای محکم به روح حساس او بود.
پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در محله سرچشمه تهران درگذشت و در مقبرهٔ خانوادگیشان در قم به خاک سپرده شد.
دیوان پروین، شامل ۲۴۸ قطعه شعر می باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است.
نام او تا ابد در کنار نام هایی چون فروغ فرخ زاد و سیمین بهبانی خواهد درخشید.