تبليغاتX
سایت رسمی بنیاد ایران ما
پتی شن مخصوص دریای مازندران

هم میهن گرامی

با امضا پتی شن زیر، قدمی دیگر در جهت حفظ تمامیت عرضی کشورمان برخواهیم داشت.

http://www.parstvpoll.com

به انگیزه دفاع از تمامیت ارضی و حقوق نسلهای سرزمینمان ایران

ما امضا کنندگان این سند، هر نوع قراردادی که حقوق پنجاه درصدی ایران را در دریای مازندران (دریای کاسپین)  [طبق قرارداد 1921 و 1940 بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی] نقض کند، نخواهیم پذیرفت
 
 
2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/06ساعت 11:23 PM  توسط شورای رهبری حزب  | 

خزر یا مازندران ؟

 

    جستاری کوتاه در خصوص نام و هویت دریای کاسپین

 

   دریاچۀ مازندران از دید عموم منتقدین سیاسی به عنوان استراتژیکی ترین دریاچه دنیا لقب گرفته است. واقع شدن این دریاچه در میان پنج کشور با ساختارهای سیاسی متفاوت و استخراج نفت از کف آن از عمده دلایلی است که می توان به  آن ها اشاره کرد. بدین جهت لازم است تا با شناخت تاریخچه و هویت حاشیه نشینان آن نامی واحد و شایسته را برای این دریاچه به کار بریم.

 

   کاسپین نامی است باستانی که با حمله اعراب به ایران و تغییر بخشی از ساختارهای زبان فارسی به قزوین تغییر شکل یافت. این نام به ناحیه ای از شمال کشور اطلاق می شد که علاوه بر قزوین کنونی، گیلان را نیز در بر می گرفت. به دلیل همجوار بودن این منطقه با دریاچۀ شمالی و حضور کشوری منسجم و قدرتمند در جنوب آن، این دریاچه کاسپین لقب گرفت. اکنون نیز در تمامی نقشه های بین المللی نام کاسپین به عنوان تنها نام حقیقی این دریاچه مورد پذیرش قرار گرفته است.

 

  در آغاز حکومت خاندان پهلوی در ایران، رضا شاه کبیر به دلیل گسسته شدن قزوین از این دریاچه، نام " مازندران " را به عنوان نام جدید آن برگزید. مازندران به دلیل قرار گرفتن در مرکز ناحیۀ جنوبی دریاچه گزینۀ بسیار مناسبی به حساب می آمد. امروز نیز " مازندران " بیش از هر عنوان و لقب دیگری شایسته دریای شمال فلات ایران است.

 

   گزینه های دیگری نیز برای این دریاچه مطرح است. " خزر " واژه ای است ترکی که ریشه در آسیای میانه و سرزمین مغولستان دارد. با حملۀ چنگیز خان به ایران و استیلای قوم مغول در حاشیه شرقی دریای مازندران, نام خزر نیز در میان ساکنین منطقه مطرح گردید؛ ولی به دلیل بی هویت بودن و نداشتن پیشینه تاریخی، همچنین متناسب نبودن با تمدن های چندین هزار ساله غربی و جنوبی نتوانست در میان لفظ مردم جایی برای خود بیابد. عنواین دیگری چون طبرستان و گیلان نیز بعضا برای این دریاچه مطرح شده است که به دلیل کمرنگ بودن توضیح در خصوص آن را لازم نمی دانیم.

 

   با توجه به مطالب ذکر شده در خواهیم یافت که هرچند کاسپین نام تاریخی این دریاچه است، اما عنوان مازندران متناسب تر و معقول تر به نظر می رسد. به علاوه نفی نام خزر هیچگاه به معنای نفی حضور ترکمن های دلیر و غیور ایرانی نیست. ایرانیان ترکمن قرن هاست که مرزبانان این آب و خاک بوده و هستند و نمی توان نقش ایشان را در حفظ و صیانت ایران در مقابل بیگانگان نادیده گرفت.

 

   

 

    هم نوع دوستی یا وطن فروشی ؟

 

 سخنگوی دولت در حضور جمعی از خبرنگاران، به تاریخ دهم دی ماه هشتاد وشش اعلام کرد: ما بر سر حق بیست درصدی خود در دریای مازندران ایستاده ایم و در مذاکرات آتی از حق مالکیت خود کوتاه نخواهیم آمد !؟

  در آینده نزدیک به طور کامل به بررسی و تحلیل این اقدام دولت خواهیم پرداخت؛ اشاره به این نکته لازم است که تملک ایران بر نیمی از دریای مازندران بارها مورد تائید جوامع بین المللی قرار گرفته است و گذشتن از این حق به منزلۀ گذشتن از حق هفتاد و چند میلیون ایرانی در سراسر جهان است.

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 0:31 AM  توسط شورای رهبری حزب  | 

آینده دریای کاسپین

 

نیمی از دریای مازندران = مسلم ترین حق مردم ایران

 

دریای خزر

 

   طی چند روز آینده آقای پوتین، رئیس جمهور روسیه به همراه نمایندگانی از کشورهای ترکمنستان، قزاقستان و آران ( آلبانیا، قفقاز) برای بحث دربارۀ مسائل روز دنیا به ایران سفر خواهند کرد. یکی از مواردی که پیش بینی می شود بین سران پنج کشور مورد بحث قرار گیرد تقسیم بندی دریای کاسپین ( دریای خزر ) بین این پنج کشور است.

 

   طبق قراردادهای بین المللی که در سال های 1300 و 1319 ه.ش بین دو کشور ایران و شوروی به امضا رسید پنجاه درصد این دریا در مالکیت ایران و نیمۀ دیگر این دریا به تملک شوروی در آمد.

 

   در سال 1989 با فروپاشی کشور شوروی و زاده شدن چند کشور جدید از دل این واقعه مجدداً بحث در رابطه با تقسیم بندی دریاچۀ کاسپین بین کشورهای حاشیه این دریا توسط روسیه و کشورهای تازه استقلال یافته حوزه دریای کاسپین مطرح شد.

 

   تا امروز که قریب به 18 سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی می گذرد، این کشورها نتوانسته اند حق پنجاه درصدی ایران را از این دریاچه پایمال کنند. ولی در یکی دو سال اخیر با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در ایران، این کشورها دندان طمع خود را برای تصاحب این دریا تیزتر کرده و با برگزاری نشست های این چنینی سعی دارند با استفاده از مسائل سیاسی که دولت ایران با آن درگیر است منابع غنی این دریاچه را در انحصار خود درآورند.

 

   تا امروز حق پنجاه درصدی ایران بردریای کاسپین بدون تغییر مانده و باید تا ابد نیز بدون تغییر بماند. اگر در ادامه این ماجرا دولت ایران منافع ملی مردم ایران را در کاسپین به خاطر موقعیت سیاسی که در آن قرار دارد از دست دهد بزرگترین خیانت ممکن را در بیست و نه سال اخیر به ایران زمین و ایرانیان جهان انجام داده و تمام مسئولان دولتی از رئیس جمهور گرفته تا نمایندگان مجلس و... باید پاسخگوی عملکرد خود در این خصوص باشند.

 

   از این تریبون استفاده کرده و از طرف تمام ایرانیان میهن پرست اعلام می کنیم که اگر فقط یک هزارم درصد از این دریا از مالکیت ایران خارج شود ساکت نخواهیم نشست و فریاد حق طلبانه خود را به سراسر دنیا خواهیم رساند.

 

    اگر کشوری دندان طمع خود را برای آب و خاک ایران زمین تیز کرده و خواهان بدست آوردن گوشه ای از این سرزمین مقدس است، حتی برای بدست آوردن ذره ای از آن باید از ملت ایران اجازه بگیرد و نه از دولت حاکم بر آن.

 

          دریای کاسپین

 

                                هشدار کمیته نجات پاسارگاد در این خصوص

                            

                                      مطلبی در رابطه با دریاچه کاسپین

 

 

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/22ساعت 0:10 AM  توسط شورای رهبری حزب  | 

دریاچه قزوین

دریاچه کاسپین

 

   کاسپین به عنوان بزرگترین دریاچه جهان همواره به اندازه یک دریا ارزشمند بوده و واقع شدن تمدن ایران در جنوب آن این دریاچه را برای ما ایرانیان به اندازه خلیج فارس پر اهمیت ساخته است.

 

   قریب به دویست سال پیش با آغاز جدا شدن ایران شمالی از کشور بزرگ ایران در زمان حکومت قاجار و پیوستن اجباری این سرزمین ها به روسیه تزاری آن زمان، از نفوذ ایران بر دریای کاسپین کاسته شد و با عقد قراردادهای ننگ آور که تماماً به ضرر ایران بود به اوج خود رسید.

 

   با از بین رفتن حکومت تزاری  و تحول در نظام ساختاری کشور شوروی برای مدتی از اعمال فشار بر کشور ایران کاسته شد و در نهایت با بر سر کار آمدن خاندان پهلوی این نفوذ به حداقل رسید (البته به جز ظهور فرقه دموکرات آذربایجان در سال 1324). به این ترتیب با سیاست های درست آن زمان ایران توانست حق پنجاه درصدی خود را از این دریا به ثبت برساند و از منابع این دریاچه به طور عادلانه بهره مند شود.

 

   با فروپاشی کشور شوروی و ظهورکشورهای جدید مانند ترکمنستان و قفقاز( آران ) این دریا اهمیت مضاعفی پیدا کرد و باعث شد تا این کشورها نیز از این دریاچه بزرگ حق خود را بخواهند.

 

   بر اساس منطق اگر پدری بمیرد ارث آن بین فرزندانش تقسیم می شود و به جز اموال پدر چیز دیگری به فرزندان نمی رسد. ولی اکنون به خاطر دلایل متعدد سیاسی این کشورها می خواهند حق خود را از ایران بگیرند. در حالی که از زمان حکومت پهلوی نیمی از این دریاچه مال ایران بوده است و نباید اجازه دهیم این قسمت از کشور عزیزمان به خاطر دلایل سیاسی که مردم ایران در آن نقشی ندارند از ایران جدا شود.

 

   فراموش نکنیم همان قدر که جدا شدن ارمنستان و آران برای ما سخت بود، جدا شدن حتی یک هزارم درصد از این دریاچه برای ما تلخ و ننگ آور است.

 

                            خزر

                                  دریای گرگان

       دریای مازندران

 

2 نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 12:28 PM  توسط شورای رهبری حزب  |